شمس الدين حافظ

324

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

240 - « ماه من » گفتم : غم تو دارم ، گفتا : غمت سرآيد * گفتم كه ماه من شو ، گفتا : اگر برآيد گفتم : ز مهرورزان ، رسمِ وفا بياموز * گفتا : ز خوب‌رويان ، اين كار كمتر آيد گفتم كه بر خيالت ، راهِ نظر ببندم * گفتا كه شبرو است او ، از راهِ ديگر آيد گفتم كه بوى زلفت ، گمراهِ عالمم كرد * گفتا : اگر بدانى ، هم اوت رهبر آيد گفتم : خوشا هوايى كز باغ عشق خيزد * گفتا : خُنُك نسيمى كز كوى دلبر آيد گفتم كه نوشِ لعلت ، ما را به آرزو كشت * گفتا : تو بندگى كن ، كاو بنده‌پرور آيد گفتم : دلِ رحيمت ، كى عزمِ صلح دارد ؟ * گفتا : مگوى با كس ، تا وقتِ آن درآيد گفتم : زمانِ عشرت ديدى كه چون سر آمد ؟ * گفتا : خموش حافظ كاين غُصّه هم سرآيد * توضيحات : غم تو دارم ( به رنج جدايى تو گرفتارم - اين غزل ، آرايه سؤال و جواب است ) سرايد ( تمام مىشود ) ماه ( طلوع كن ) برآيد ( طالع تو خوب باشد ) مهرورزان ( عاشقان ) اين كار كمتر آيد ( اين كار ابدا ساخته نمىباشد ) نظر ببندم ( به فكر نخواهم آورد ) شبرو ( عيار و شب‌گرد پرمكر و چالاك ) بوى زلف ( عطر گيسوى يار ) اوت ( آن براى تو - بوى زلف ) رهبر ( راهنما ) نوش لعل ( استعاره از لب شيرين يار ) رحيم ( مهربان ) درآيد ( فرارسد ) كى ( چه موقع ) عزم ( اراده ) عشرت ( وصال جانان ) خوشا ( اسم صوت - چه خوش است ) خنك نسيم ( باد مبارك ) معنى بيت ( 1 ) ( به جانان گفتم كه ماه درخشان شب تاريك من باش ، جواب داد اگر طالعت مساعد باشد به رويت پرتو مىافكنم : اگر دست دهد و ممكن شود - ايهام ) معنى بيت ( 3 ) ( به محبوب گفتم : كه صورت خيالى تو را در عرصهء فكرم راه نمىدهم ، جواب داد كه خيال من شب‌گرد چالاك و پرحيله‌اى است كه از طريق ديگر در دل تو راه پيدا مىكند ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى 4 و 5 و 6 به ترتيب فرمايد : ( به جانان گفتم كه بوى گيسوى تو مرا بيراههء جهان كرد ، جواب داد همان بوى زلف من است كه موجب راهنمايى تو مىشود و راهنماى راه توست ) ( گفتم چه خوش است هوايى كه از باغ عشق برخيزد ، جواب داد باد و نسيمى مبارك است كه از كوى جانان برآيد ) ( به جانان گفتم نوش لعل لبت ما را به آرزوى خود هلاك كرد گفت : تو بندگى كن و وظايف خود را انجام بده ، نوش لعل لبم راه و رسم بنده‌پرورى را مىداند ) . 2 - مشكل جناب‌عالى به زودى حل مىشود ، بنابراين به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد ، با شخصى كه شما را پند مىدهد ، مهربان باشيد و جانب همسر خود را رها نكنيد زيرا دلسرد خواهد شد او از پيله كردن جناب‌عالى دلخور است ولى ابراز نمىدارد اما صبر و حوصلهء او نيز اندازه‌اى دارد چون شما را دوست دارد ولى ظاهر نمىسازد و شما فكر مىكنيد كه توجه ندارد درحالىكه چنين نيست . غم خوردن ، اندازه‌اى دارد ، واقعا نبايد غم فردا را خورد درحالىكه بايد امروز را غنيمت بدانيد ، فردا كه از اين جهان درگذشتيد بايد با هفت هزارساله‌ها زندگى كنيد ! ! 3 - او خيلى زيرك و ناقلاست ، مواظب باشيد ، اين نيت عملى است اما مقدماتش كه فعاليت ، علاقه و اراده مىباشد ، فراهم نيست . 4 - از مسافر خبرى و مژده‌اى به شما مىرسد و سفرى در انتظار شماست و از افراد معتاد دورى كنيد . ويژگيهاى جناب‌عالى عبارتند از : درنده‌خو ، دعوايى ، جنگجو ، بدعنق ، عصبانى ، راستگو ، اهل دسته‌بندى ، پرجوش و خروش ، وحشى صفت ، بىپروا ، فدايى ديگران ، نگران ، بىقرار ، مسئوليت‌پذير ، كله‌شق ، كم‌توقع ، مىدانى چه مىكنى ، اهل خدمت ، فرزنددوست .